هویت و استقلال فردی در عهد ازدواج

آیا عهد ازدواج در تقابل با آزادی‌های فردی است؟ آیا آنطور که بعضاً می‌نمایند، ازدواج می‌تواند موجب اسارت و از دست‌دادن استقلال و حتی هویت شخص گردد؟

باید اذعان کرد که عهد ازدواج، طرفین را در یک موقعیت ویژۀ مسئولیتی قرار می‌دهد که ممکن است پیشتر آن را تجربه نکرده باشند و بنوعی قالب وظایف و مسئولیت‌ها تغییرات قابل ملاحظه‌ای پیدا می‌کنند که به فراخور آن نیاز به تغییراتی فردی را ایجاب می‌نماید. اما براستی چقدر از این تفاوت‌های مسئولیتی، می‌توانند نسبت به دوران تجرد و قبل از ازدواج، مفید و یا محدودکنندۀ استقلال‌های فردی و علایق شخصی باشند؟

شاید به نظر غالب جامعه، طرفین بایستی در فروتنی و با گذشت از فردگرایی و علایق و سلایق فردی، و با تأکید بر اشتراکات، پلان مشترکی را برای زندگی طرح‌ریزی کنند. مسئله‌ای که مطمئناً منجر به سلب برخی آزادی‌ها، استقلال فردی، محدودیت برخی مناسبات و مواردی از این دست می‌گردد.

با توجه به دوستی‌های قبل از ازدواجی که در غالب پسران و دختران مجرد، در جوامع امروز اتفاق می‌افتد، درک یک همزیستی مسالمت‌آمیز با قبول روحیات و اخلاقیات طرفین و احترام به سلایق و استقلال فردی هردو طرف، در عین پایبندی به تعهدی دوسویه، بیشتر قابل پذیرش می‌باشد. اما همین رابطه در تعهد رسمی به نام ازدواج،  شکل و رنگی سلطه‌جویانه و کنترل‌گر می‌یابد. بواقع چه اتفاقی باعث چنین رویکردی می‌شود؟

باید به این نکته توجه داشت که طرفین ازدواج پیش از ورود به رابطه، یکدیگر را در چه وضعیت و موقعیت اجتماعی، اخلاقی و روحی ملاقات می‌کنند؟! اغلب بیان می‌دارند که «تو مرا اینگونه دیدی و انتخاب کردی، حال چطور توقع تغییر داری؟!» و پاسخ می‌شنویم که «من فکر می‌کردم تو تغییر می‌کنی و اصلاح می‌شوی؟ تو بخاطر این رابطه حاضر نیستی فردیت خود را کنار بگذاری؟»

آیا براستی بعد از ازدواج باید تغییراتی بنیادین اتفاق افتد یا باید توقع به تغییر و اصلاح داشت؟! البته به زعم بنده، اصلاح در هر مرحله‌ای مفید است اما تغییرات خودخواهانۀ هریک از طرفین، بنوعی تجلی همان روحیۀ سلطه‌گری است که شاید از روی عشق و احساس، مدتی قابل تحمل باشد، اما مطمئناً پس از مدت زمانی، شخص در جستجوی هویت گمشده و فردیت ازدست دادۀ خود خواهد رفت.

ازدواج اگر چه به معنی یک‌تن ‌شدن است، اما دو طرف بایستی استقلال، هویت و فردیت خود را حفظ کنند. یادمان باشد که زیباییِ رابطه‌ها در همزیستیِ در عینِ تفاوت‌ها و تنوع‌های شخصیتی و رفتاری است.

اتحاد در عهد ازدواج، به معنی همشکل‌شدن نیست، بلکه به معنی تکمیل یکدیگر در نقاط قوت و ضعف است. همانطور که در تجارت، گرفتن شریک برای تکمیل کمبودها و کاستی‌های مالی و تجاری است، در عهد مهمتر ازدواج نیز، دو طرف با دو طرز فکر متفاوت از دو خانوادۀ متفاوت، احتمالاً تربیت‌یافته از دو الگوی متفاوت، دو هویت متفاوت، با هم متحد می‌شوند تا با حفظ استقلال و هویت خود، در تکمیل یکدیگر، الباقی زندگی پیش روی خود را پرثمرتر سازند.

بطور مثال، ازدواجِ کسی که اهل معاشرت و رفت‌و‌آمد و روحیۀ جمع‌گرایی است، با شخص منزوی و درون‌گرا که خانه‌نشینی و دوری از اجتماع را ترجیح می‌دهد، قابل درک و پذیرش است؟ آیا افراد در عین مناسبات خانوادگی، امکان رفت‌وآمدهای شخصی با دوستان گذشتۀ خود را دارند؟ من فکر می‌کنم اگر در سهم خود نسبت به یکدیگر کوتاهی نکنیم و تمام آنچه که مسئولیت ماست را نسبت به روح و روان و جسم یکدیگر به عمل آوریم، این عدم قصور، زمینۀ بروز برخی رفتارهای سالم و مفید و بی‌ضرر فردی را می‌تواند با خود به همراه داشته باشد.

ازدواج موفق مطابق با کلام خدا در ترکِ خانوادۀ خود، پیوستن به یکدیگر، و یک‌تن شدن معرفی شده است. در این ترک‌کردن اولیه، مفهوم و لزوم استقلال مستتر است که بایستی در احترام طرفین، پایبندی به ارزشهای روحانی، کمک به تعالی و رشد خود و هر یک از طرفین، اتفاق افتد.

بدون شک، منظور از حفظ هویت، فردیت و استقلال فردی در رابطۀ‌ ازدواج، به معنی درگیرماندن در بی‌بندوباری، گناه، ضد ارزش‌های قومی و فرهنگی و روحانی نیست، بلکه تفاوت‌های سلیقه‌ای و علایقی است که بر بستر ایمان می‌تواند وجود داشته باشد. مطابق تعلیم کلام خدا، چنین رابطه‌ای بر پایۀ احترام متقابل و محبت عمیق بر بستر ایمان به خدا شکل می‌گیرد. رابطه‌ای که در رأس آن خداست و همسران رئوس پایین این مثلث هستند. هرچه رابطه با خدا نزدیکتر باشد، رابطه میان همسران، نزدیکتر و عمیقتر است. از این روست که کلام خدا می‌فرماید: «ریسمان سه لایه به راحتی پاره نمی‌شود».

در نهایت همانطور که خدا ما را در فرزند خود عیسی مسیح خداوند، با تمام ضعف‌هایمان، پذیرفته و قوت اصلاح و رشد به ما داده و می‌دهد، ما نیز در پذیرش و کمک به رشد و تعالی یکدیگر، با احترام به هویت و استقلال فردی یکدیگر، رابطه‌ای مبارک و پرثمر را بنا سازیم.

حامد بلوغیان

بازدیدها: 45