بسیاری از ما این عبارت را شنیدهایم: «پشت هر مرد موفقی، زنی ایستاده است». هرچند پیروزیهای هر فردی، منوط به تلاشها، سختکوشیها، تصمیمات درست، داشتن استراتژی و برنامهریزیهای آگاهانۀ فردی است، اما همواره کسانی در اطراف چنین افراد موفقی وجود دارند که در مسیر این تلاشها، آنان را پشتیبانی نمودهاند؛ در برداشتن بارهای سنگین، بازوهای کمکی بودهاند، در ناامیدیها، تشویق نمودهاند، برای فراهمکردن آسایش و آرامشی که لازمۀ فعالیت هر فرد موفقی است، با فروتنی نقشآفرینی نمودهاند. به عنوان مردان، نباید این پشتیبانها را نادیده بگیریم. در کتاب پیدایش هم میبینیم که خدا پس از هر خلقتی، میگوید: «نیکوست»، اما وقتی آدم را میآفریند، میگوید: «نیکو نیست آدم تنها باشد، پس یاوری مناسب برای او میسازم». (پیدایش ۲: ۱۸). خالق میدانست دو از یک نیکوتر است.
این در حالی است که زنان اغلب در جوامع مردسالار، از حقوق فردی خود به نفع مردان میگذرند. اولویت در هر چیز را به آنان میدهند، بیآنکه مورد تشویق یا محبتِ ناشی از تکریم و احترام قرار بگیرند، گویی صرفاً وظیفۀ فردی خود را در قبال مردان انجام دادهاند. کمتر کسی به آنان در نقش معاونانی موافق که برای همراهی و همدلی با مردان خود بها دادهاند، مینگرد. اما مردی که در مسیح تولد تازه یافته است، با خدایی طرف است که میداند مرد و زن را به شباهت خود آفریده و برای هر دوی آنان، ارزشی برابر در کنار نقشهای متفاوت قائل شده است. چنین مردی هرچند ممکن است در خانواده، مدرسه و یا جامعۀ پیرامون خود، با ارزشهایی متفاوت رشد کرده باشد، اما با شناخت خالق حقیقی، درمییابد که زن و مرد با هم یک هستند؛ آفریدگانی که خلق شدهاند تا یکدیگر را مدد کنند، دوست بدارند، سلاحدار هم باشند و در مسیر احیا، یکدیگر را پشتیبانی نمایند. چنین مردانی هرگز فراموش نمیکنند که آنها نیز برای زنان پیرامون خود باید سلاحدار باشند. در گذشته، جنگاورانی که برای نبرد به میدان مبارزه میرفتند، افرادی را در کنار خود داشتند که اسلحههایشان را حمل میکردند و به آنان «سلاحدار» میگفتند.
اکنون مردان آگاه میدانند که قرار نیست همواره زنان، سلاحدار آنان در نبردهای زندگی باشند، بلکه آنها نیز میتوانند برای پیروزیهای زنان، با افتخار سلاحدارشان باشند. چنین مردانی، میتوانند این عبارت معروف را به شیوهای درست، بازتولید نمایند: «در پسِ هر زن و مرد موفقی، یاوری مناسب و سلاحداری وفادار ایستاده است». وقتی زندگی در آینۀ کلام خدا دیده شود، سلامتی، شفا و احیا درون زندگی بشر -چه زن و چه مرد- جاری میگردد. دیگر نه زن بیاهمیت است و نه مرد، دارای اهمیت! بلکه هر دو دست در دست هم برای پیروزیهای یکدیگر میایستند و کنار تلاشهای شخصی، از برکتِ حضور دیگری بهرهمند میشوند. سلیمان پادشاه در کتاب جامعه چه نیکو گفته است: «دو از یک بهترند، زیرا ایشان را از محنتشان اجرت نیکو حاصل میشود. اگر یکی بیفتد، دیگری رفیق خود را بلند خواهد کرد. اما وای بر آن که تنها بیفتد و کسی نباشد او را برخیزاند!» (جامعه ۴: ۹-۱۰). مردانِ تولدتازه یافته، رادمردانی هستند که در برابر کژیهای فرهنگ جوامع خود با هوشیاری و دلیری میایستند و سلامتی را به پیرامون خود هدیه میدهند.
مژگان دانشور
بازدیدها: 36