با خیانتش چه کنم؟

قبل از اینکه حالات یک مرد در مواجه‌شدن با خیانت همسرش را بررسی کنیم، باید درک عمیقی از مفهوم ازدواج داشته باشیم.

آدم، اولین مرد روی کرۀ زمین، بعد از مواجه‌شدن با همسرش چنین می‌گوید: «این است اکنون استخوانی از استخوانهایم، و گوشتی از گوشتم. او زن نامیده شود، زیرا که از مرد گرفته شد. از همین رو، مرد پدر و مادر خود را ترک کرده، به زن خویش خواهد پیوست و یک تن خواهند شد.» در مراسم باشکوه ازدواج، مرد و زن یک می‌شوند. زن و مرد با هم عهد می‌بندند که شریک وفادار در زندگانی باشند. خیانت یکی از دردناک‌ترین و مخرب‌ترین علل شکست در ازدواج محسوب می‌شود و می‌تواند شکاف عمیقی در «یک بودن» و «پیمان عاشقانه‌» زن و مرد ایجاد کند. زنا یکی از گناهان جدی است که در کتاب‌مقدس حدود ۵۲ بار در مورد آن صحبت شده است.

عیسی مسیح به ما می‌آموزد که چنانچه با شهوت به مرد یا زنی نگاه کرده شود، مرتکب زنا شده‌ایم. بر این اساس گاهی خیانت در قلب ما اتفاق می‌افتد و تصور می‌کنیم این شکل از زنا، به اندازۀ عمل فیزیکی گناه‌آلود نیست اما در واقع وقتی قلب ما از چنین نگاه‌هایی تغذیه شود، به همسر و تعهدات زناشویی توهین می‌کنیم.

خیانت قبل از اینکه گناهی در حق همسر باشد، گناهی در حق خداوند است، زیرا از مسیر و هدفی که خدا برای زندگی مبارک زناشویی داشته منحرف شده است. سبک زندگی ما باید ریشه در افکار و معیارهای خدا داشته باشد و با روش‌های مقدس خدا هماهنگ و همسو باشیم تا در زندگی ما هرج و مرج رخ ندهد. خیانت بی‌حرمتی به خدا و همسر است. زن و مرد پیمان مقدس ازدواج را می‌بندند و این امید را در دل دارند که هیچ چیز نتواند عشق آنها را جدا سازد. با خیانت، یکی از طرفین عهدشکنی می‌کند و عواقبش گریبانگر هر دو، خانواده و حتی دوستانشان خواهد شد.

خیانت یکی از طبیعی‌ترین خط قرمز‌های زن و مرد است و زمانی که چنین اتفاقی بیافتد، می‌تواند تا حدی زیادی سبب تخریب رابطه شود. دیدگاه و برداشت نسبت به همسرِ خطاکار تغییر خواهد کرد. واقعیت این است که مرد در مواجه شدن با خیانت همسرش احساسات و مراحل گوناگونی را تجربه می‌کند. چنین خُلف وعده کردنی باعث می‌شود مرد با احساس بی‌ارزشی، طردشدگی، رنج از فریب‌خوردن و … درگیر شود و اعتماد او به همسرش خدشه‌دار خواهد شد. این بحران می‌تواند سبب افسردگی، استرس، اختلال در خوردن، خوابیدن و عدم تمرکز درانجام‌دادن کارهای روزانه شود.

مرد از این واقعه شوکه می‌شود. ممکن است به دلیل شدتِ غمناک‌بودن این موضوع نخواهد این واقعیت را بپذیرد یا دچار بی‌حسی عاطفی شود و احساسات تلخ طاقت‌فرسایی را خواهد چشید. از آنجایی که پردازش این آسیب سخت و دشوار است، ممکن است با احساس عصبانیت و خشم سعی در ابراز تشویش درونی داشته باشد تا با فروکش‌کردن این احساسات به تعادل برسد. گریه‌کردن، احساس ضعف، بی‌عرضگی، آشفتگی، انزوا و تنهایی از احساسات عادی در این دوران است.

مرد احساس سرخوردگی می‌کند و شاید احساساتش را با شخص دیگری درمیان بگذارد. خود یا دیگران را در بروز چنین خیانتی کنکاش و محکوم کند. وقتی ذهن آشفته‌اش آرام‌تر می‌شود، می‌تواند آرام آرام واقعیت را بررسی کند و خیانتی که اتفاق افتاده است را بپذیرد.

حالا به قسمت اصلی می‌رسیم با خیانت همسرم چه کنم؟

آنچه مهم است عجولانه تصمیم نگیرید. دعا کنید و طالب هدایت خدا باشید. به مراکز مشاوره رجوع کنید. با همسرتان وقت‌های هدف‌دار داشته باشید. فضایی را برای خود و همسرتان آماده کنید که صحبت‌های همسرتان و دلایل او را بشنوید. هر سوالی که مایل هستید را از او بپرسید و از او بخواهید بدون پنهان‌کاری سوالات شما را پاسخ دهد. اجازه ندهید احساساتتان شما را کنترل کند. ترجیحاً در محیط خارج از خانه با یکدیگر صحبت کنید و این تعارض را به دور از چشم فرزندان حل و فصل کنید. خوب گوش کنید. آیا شما هم سهمی در بروز این خیانت داشتید؟ آیا قانون حمایت و عشق‌ورزی به همسرتان را حفظ کرده بودید؟

پس از مطلع‌شدن از خیانت همسرتان به خانواده‌تان چیزی نگویید. ممکن است تصمیم نهایی شما این باشد که این رابطه را حفظ کنید و آگاه‌شدن خانواده از این موضوع ممکن است باعث شود در رابطۀ شما دخالت نابجا داشته باشند و یا نگاه‌های قضاوت گونۀ آنها زندگی‌تان را با چالش‌های بیشتری رو به رو کند.

تلاش کنید خودمراقبتی داشته باشید. به خوردن و خوابیدنتان اهمیت دهید. این امر شما را در تصمیم‌گیری نیز یاری می‌رساند. اتفاقات را به تنهایی تجزیه و تحلیل نکنید و از یک دوست حکیم و امن و یا مشاوری کارآمد کمک بگیرید.

بالطبع شما بر سر دو راهی هستید که این رابطه را احیا کنید یا طلاق بگیرید. اگر احساسات منفی ما را دیکته می‌کند، بهتر است برای تصمیم‌گیری به خودمان زمان بیشتری بدهیم و با مدیریت احساساتمان تصمیم معقول و درستی بگیریم. احساساتتان را بر روی کاغذ بنویسید تا آشفتگی‌ها و افکار تکراری را با چشمتان ببینید و تعدیل کنید. اگر بعد از جلسات مشاوره و دعا در این زمینه، به این نتیجه رسیدید که طلاق بگیرید خود را آماده کنید.

شما به عنوان یک مسیحی باید خود را در پروسۀ بخشش قرار دهید و قلب شکستۀ شما شفا و التیام بیابد.

اگر تصمیم داشتید رابطه‌تان را احیا کنید، باید قدم‌های اساسی دو طرفه بردارید. هر کدام نقص‌ها و کاستی‌های خود را ببینید و تلاش برای بازسازی کنید. از همسرتان بخواهید به شما زمان بدهد و انتظار نداشته باشد که از همان ابتدا صمیمیت اولیه ایجاد شود. سلامت عاطفی و فکری شما برای ترمیم، نیاز به گذر زمان و تلاش طرفین دارد. مراقب باشید شما نیز از این موضوع سوء استفاده نکنید و این موضوع را همچون پُتکی مدام بر سر همسرتان نکوبید و او را شرمگین، محکوم و دلسرد نکنید. شما باید تلاش کنید بازگشت شما به این رابطه با تمامی دل و جان باشد. عشقتان را شعله‌ور کنید. موانع سلامت روابط زناشویی‌تان را شناسایی کنید و با آنها مقابله کنید. به یاد داشته باشید هیچ رابطۀ زناشویی کامل و بی‌نقص نیست اما زمانی که زن و مرد هر دو با عشق و وفاداری تلاش برای حفظ، بقا و عمق این رابطه می‌کنند، رابطه زیبا، سالم و مستحکم خواهد بود.

Facebook
Twitter
Telegram
WhatsApp
Email
Print

بازدیدها: 762